FARSÇAHABER

پيام خانواده شهيد ابوذر غزنوي به مناسبت بيست و چهارمين سالياد شهادت رهبر شهيد بابه مزاري و يارانش

پيام خانواده شهيد ابوذر غزنوي به مناسبت بيست و چهارمين سالياد شهادت رهبر شهيد بابه مزاري و يارانش

چه مي‌شد سال‌هاي درد مي‌ماند
كبوتر با خزان زرد مي‌ماند
به جاي اين‌همه آدم‌نماها
يكي مي‌ماند اما مرد مي‌ماند

وقتي حوت از راه مي‌رسد، جان هزاره و جهان هر هزاره در هركجاي زمين تكان مي‌خورد. همهمه در هر كجاي زمين كه انسان هزاره در آن زيست دارد، بلند مي‌شود كه بايد كاري كرد. بسياري از اختلاف‌ها در اين ماه كه ماه مزاري و يارانش است، به احترام كنار گذاشته مي‌شود و همه باهم به ياد بابه و ياران فداكارش مي‌افتند تا در روشنايي نام و ياد مزاري، اندكي هم كه شده نفس تازه كنند. امسال اما سالياد شهيد بابه مزاري و يارانش تفاوت‌هايی با سال‌هاي قبل دارد كه لازم است روي بخشي از تفاوت‌ها مكث كنيم.

يكم: حمله وحشيانه قاتلان بابه مزاري بر ولسوالي جاغوري و زادگاه شهيد ابوذر كه منجر به شهادت بيش از 70 ‌تن از بهترين فرزندان مردم ما شد، بيش از هر زمانی، تنهايي مردم ما را فرياد زده و روح گرگ‌منشانه دشمن را به نمايش گذاشت و اين كه دشمن تشنه به خون مردم ما از هر فرصتی ممكن براي ضربه زدن به مدني‌ترين مردم اين سرزمين دريغ نمي‌كند. در مقابل ايستادگي شبانه و دادخواهي جوانان نترس و بيدار اين مردم در پيش ساختمان ارگ رياست جمهوري، نشان داد كه راه مزاري و ابوذر بي‌رهرو نيست و فرزندان مزاري شهيد از مرگ و انتحار نمي‌ترسند و در هنگامه نياز گروه‌گروه به ميدان مي‌آيند و زير باد و باران و سرماي شديد زمستان، مظلوميت مردمان ارزگان، مالستان و جاغوري را از آغاز شب تا سپيده‌دم صبح فرياد مي‌زنند. در واقع همان ايستادگي‌هاي بي‌باكانه بود كه دولت را مجبور كرد که فوري براي دفاع از مردم جاغوري، مالستان و ارزگان نيرو بفرستد. ضمن اتحاف درود و دعا به روان پاك شهدا، پاي مردي جوانان آزاده مردم خود را مي‌ستاييم. مضاف بر همه، چنين تجربه‌هایی نشان مي‌دهد كه مردم بيش از هر زمان ديگر بايد هوشيار و متحد باشند.

دوم: نكته مهم در تجاوز دشمن بر حريم و جغرافياي مردم ما نفوذ دشمن از طريق خائنان داخلي و انگل‌هاي مردم خود ما‌ست. در واقع سخن دقيق باز بر‌مي‌گردد به كلام خردمندانه رهبر شهيد كه فرمود: «شما هيچگاهي شكست نخواهيد خورد مگر اين‌كه دشمن از داخل شما خائن تربيه كند.» به‌درستي اين‌بار ـ‌به خصوص در جاغوري‌ـ دشمن از درون مردم ما خائن تربيت كرد و خائن مردم ما پاي قاتلان شهيد ابوذر را تا زادگاهش كشاند و با دريغ و درد در درون خانه‌هاي مردم ما هدايت كرد. بر ما و مردم شريف ما‌ست كه بيش از هر زمان‌ ديگر متوجه خائنان داخلي باشيم كه اگر در شناسايي و افشاي چهره‌هاي پليد آنان كوتاهي كرديم، بار ديگر تاريخ تكرار خواهد شد و دشمن گرگ‌منشانه‌تَر از هميشه در پي نابودي تمام هستي ما بر‌خواهد آمد.

سوم: با دريغ و درد بايد ياد‌آور شد كه استفاده ابزاري از ارزش‌هاي مردمي ريشه دراز درتاريخ سرزمين ما دارد، اما استفاده ابزاري و پنهان شدن پشت نام و سالياد مزاري شهيد و يارانش در سال‌هاي اخير برجسته‌تَر از هر زمان‌ ديگر است. مزاري شهيد تمام زندگي‌اش را فدا كرد تا مردمش را زير يك چتر و يك سفره به نام حزب وحدت جمع كند، اما سوگ‌مندانه در سال‌هاي اخير بيشتر آن‌هايی كه لاف هم‌سخني با شهيد مزاري ‌مي‌زنند، بيشتر در پي تفرقه اجتماعي و سياسي مردم‌اند. به نام تجليل از سالياد پيشواي شهيدما، هركدام در يك شهر و در گوشه‌هاي مختلف در پي مقاصد شخصي خويش‌اند تا ياد از شهدا و شهيد مزاري. پر‌واضح است اگر در برابر اين‌گونه تجارت‌هاي ارزش گريز ايستادگي نشود، با گذشت زمان نام و نشان شهيد مزاري رنگ و رخ اصلي‌اش را از دست خواهد داد. از طرف‌ ديگر زمانه ما بيش از هر زمان ديگر نيازمند يك‌دلي و يكپارچگي است، زيرا حلقه محاصره دشمن روز‌به‌روز بر مردم ما تنگ‌تر مي‌شود كه اگر ما متحدانه به داد و درد هم نرسيم، فرداي تلخي را بايد منتظر باشيم.

چهارم: مذاكرات صلح براي افغانستان هرچه باشد، اما براي مردم ما بايد معنايی خاص داشته باشد. طالبان خون‌آشام و قاتلين بابه مزاري شهيد، تا كنون در حق مردم از هيچ جنايتي دريغ نكرده‌اند. مردم ما بايد انفجارهاي پياپي مساجد، شهادت تبسم، شهداي جنبش روشنايي و کشتار ميرزا اولنگ را به ياد داشته باشند. طالبانی كه امروز طرف مذاكره امريكا و سياسيون افغانستان‌اند، همان قاتلان ديروز شهيدان مایند. هنوز پرونده شهادت بابه شهيد و ياران شهيدش نگشوده مانده كه حلقه‌هايی در داخل و خارج، تصميم به مشروعيت‌دهي طالبان گرفته و به بهانه صلح مي‌خواهند جنايت‌پيشه‌هاي طالب را شريك قدرت کنند. در حالي كه طالبان تا اكنون نه قانون اساسي افغانستان را به رسميت شناخته‌اند و نه از جنايت‌هاي‌شان كه در حق مردم ما روا داشته‌اند، اظهار پيشيماني كرده‌اند. خطرناك‌تَر از همه اين‌كه هيچ‌يك از سياسيون جامعه ما در هيچ بازي پشت پرده شريك نبوده و هيچ فهم روشنی از بازي‌هاي بزرگ براي مردم ما وجود ندارد. بر همه مردم ما‌ست كه يكايك جريان صلح را رصد كنند و با هوشياري تمام نگذارند كه تمام ارزش‌هاي فرهنگي و اجتماعي ما قرباني شده و بار ديگر طالبان مجال مانور و تسلط بر سرنوشت ما بيابند.

بايد ياد‌آور شويم كه كليدي‌ترين اميد ما آگاهي مردم ما و حساسيت مردم ما به سرنوشت جمعي آن‌ها‌ست. اميد‌واريم اين آگاهي زمينه‌ساز هم‌دلي بيشتر و دشمن‌شناسي دقيق، جدي‌تَر از هر زمان ديگر شود تا در پرتو نگاه خرد‌خيز جمعي امكان روشنايي فردا ميسر گردد.

در آخر بيست و چهارمين سالياد شهادت پيشواي شهيد مزاري بزرگ و يارانش را گرامي داشته و براي مردم عزيز مان كه يكايك پيروان راه و آرمان مزاري‌اند، عزت و سربلندي خواهانيم.

خانواده شهيد ابوذر غزنوي
يكم مارچ ٢٠١٩، ‌سويس